کتاب قطار به موقع رسید

اثر هاینریش بل از انتشارات نشر چشمه - مترجم: کیکاووس جهانداری-داستان جنگی

نخستین رمان کوتاه «بل» در اعتراض به جنگ و خشونت علیه بشریت است. «آندره‌آس» سربازی‌ست که راهی جبهه می‌شود و هنگام سوار شدن به قطار احساس می‌کند که به زودی خواهد مرد. در طول راه به روز مردن خود که آن را یک شنبه هفته بعد احساس کرده فکر می کند. میل به زندگی، صلح و نفرت بشر از جنگ در این رمان به زیبایی تصویر شده است. بشری که «نمی‌خواهد بمیرد، اما می‌داند به زودی خواهد مرد».


خرید کتاب قطار به موقع رسید
جستجوی کتاب قطار به موقع رسید در گودریدز

معرفی کتاب قطار به موقع رسید از نگاه کاربران
چند ساله دارم فکر میکنم چرا عقاید یک دلقک رو نتونستم تموم کنم، این کتاب رو برداشتم که گامی باشه به شروع مجدد عقاید یک دلقک، اما به نصف کتاب نرسیده باز خواستم این رو هم نیمه رها کنم
نمیدونم چرا، اما فکر کنم هیچ چیزی نداشت که من رو مشعوف کنه. شخصیت اول داستان که هیچ سیری رو طی نمیکنه، همونیه که همه میشناسیم و از قضا «قهرمانه»، تو بحبوحه جنگ از جنگ بیزاره و از کثیفی، عاشق موسیقیه و برای یهودیا دعا میخونه (کلیشه ای تر از این!؟!) توصیفش و روایتش از جنگ هم باز چیزی نیست که آدم رو بلرزونه. تجاوز، خیانت، عشق!مشکل این دو اینه که من از صفحه اول کتاب میدونم چه روالی قراره طی بشه
اما اینها هیچ کدوم میتونست مهم نباشه اگه توصیف زیبایی از جنگ و بدیهاش ارائه می شد. اما باز هم این نافرجام بود به نظرم
در مورد توصیف، دو روزه دارم فکر میکنم «زنی که دهنش شبیه قلکه» چطوری میتونه باشه!!مهم نیست توصیفش رئال نیست، اما توصیف سرراست تر از این پیدا میشه حقیقتا؟


مشاهده لینک اصلی
** spoiler alert ** چقدر ايده ي اوليه ش رو، اينكه كاراكتر اصلي بدونه دقيقا چه وقت و حتي كجا قراره بميره، دوست داشتم. و چقدر اين مسئله ي زندگي كردن و چطور زندگي كردن تو روزهاي آخر و اينكه انگار آدم از وقتي مي فهمه چقدر كم وقت داره ست كه تازه يادش ميفته بايد زندگي كنه رو، در عين حال اينكه موضوع تكرار شونده ايه بهرحال، خوب گفته بود.
حتي مسئله ي فرعي ش هم بنظرم كاملا خوب و به اندازه بهش پرداخته شده بود، و يكي از مسائلي در مورد جنگ بود كه من تا به حال نديده بودم كسي بپردازه بهش و از اين جهت جالب بود برام. (اينكه فاحشه هايي كه سرباز ها زياد بهشون مراجعه مي كردن جاسوس نيروهاي خودي بودند و چون در شرايطي با سرباز ها رابطه داشتن كه اصولا احساس ها برانگيخته مي شده، نهايت استفاده رو از وضع مي بردن و هرچي كه سرباز ها براشون تعريف مي كردند رو گزارش دقيق مي دادند.)
و در نهايت هم كه مهم ترين دغدغه ش اين بود كه جنگ اون طور كه همه هميشه تلاش مي كنن بيان كنن گل و بلبل نيست، و همه آرزوشون نيست كه برن در راه وطن كشته بشن، و راستش اينه كه هيچ كس هيچ وقت آرزوش نيست كه در هيچ راهي كشته بشه و همه آرزوشون اينه كه بهشون اجازه داده بشه به زندگي شون ادامه بدن.
نمي دونم كه اين رو ميشه، اون طور كه همه جا گفته شده، ضد جنگ بودن گفت يا نه... شخصا بنظرم بايد بهش گفت حرف زدن از حقايق احساسات انسان درباره جنگ يا مثلا بازنمايي حال واقعي آدم ها در مواجهه با جنگ. ولي هرچي كه اسمش رو بذاريم، مهم اينه كه مسئله ي اساسي ايه، كه توي اين داستان خيلي خوب باهاش رو به رو ميشه آدم.

مشاهده لینک اصلی
ما می دانیم که ما نبرد را در عمل به دست آورده ایم، اما او برنده نیست، و نمی داند که این مبارزه واقعا برنده نیست. داستان های بسیار خوبی از هاینریش بولر حتی اگر این یک عود باشد، آن را تکرار می کند، اما آن را به داستان متصل می کند. برعکس، بیان می شود. وقتی به روند غم انگیزی می رویم، آخرین صفحات کتاب، معنای یک پاراگراف واحد، مجموعه ای از کلمات، حتی یک کلمه از غم و اندوه، نام کتاب، من دوست دارم شیرین بگذارم تا بتوانم Chivas Regali را به پایان برساند، جایی که تنها نیمی از انگشت در یخ باقی مانده است

مشاهده لینک اصلی
قطار در زمان به یک دایره بود. هانریش بول جایزه نوبل را برای نوشتن خود به دست آورد، که از طریق ترکیبی از چشم انداز گسترده ای در زمان خود و یک مهارت حساس در توصیف، به تجدید ادبیات آلمان کمک کرده است ... به همین ترتیب، خیلی جالب است که این، و همچنین در دلقک آن مرد است که یک قهرمان بی نظیر است که به نظر می رسد قادر به مقاومت در برابر سرنوشت خود نیست ... اگر چه، داستان او به ندرت تنش خود را از دست می دهد، من خودم را به یاد هانس، فرد آواره ای که بیش از حد دیده ام و امیدوار است کمی ... در حالی که در مورد خود بول در حال حفاری، من بر این قطعه جالب آمده است ... \"داستان ماهیگیر مکزیکی\" توسط هاینریش BöllA آمریکایی تاجر ایستاده در اسکله یک ساحل کوچک ساکنان روستای مکزیک زمانی که یک کوچک قایق تنها با یک ماهیگیر در کنار هم قرار گرفته است. در داخل قایق کوچک چند تن از ماهی های زردرنگ شده بود. آمریكا مكزیكی را بر روی كیفیت ماهیش تسلط می داد. \"چقدر طول كشید تا شما را بگیرد؟\" آمریكا پرسید \"\" فقط چند وقت است \"مکزیکی پاسخ داد:\" چرا شما را دوست داری؟ \" مادامیکه بیشتر طول بکشد و ماهی بیشتری بگیرد، آمریکایی پرسید: \"من به اندازه کافی برای حمایت از نیازهای فامیل خانوادهام هستم.\" مکزیکی گفت: \"اما\" آمریکایی سپس پرسید \" آیا شما با بقیه وقت خود را انجام می دهید؟ ماهیگیر مکزیکی گفت: \"من به خواب می روم، کمی ماهی، با بچه هایم بازی می کنم، یک سایستا را با همسرم ماریا می گذارم، هر شب در آنجا بخوابم شراب و بازی گیتار با amigos من، من یک زندگی کامل و پر مشغله دارم، سنور. \"آمریکایی scoffed،\" من یک MBA هاروارد و می تواند به شما کمک کند. شما باید زمان بیشتری را صرف ماهیگیری کنید و با درآمد حاصل از خرید یک قایق بزرگتر و با درآمد حاصل از قایق بزرگ، می توانید چند قایق خریداری کنید، در نهایت شما یک ناوگان قایق های ماهیگیری خواهید داشت. »به جای فروش ماهیگیری خود یک واسطه که شما به طور مستقیم به مصرف کنندگان می فروشید، در نهایت می توانید کارخانه کارخانه خود را باز کنید. شما می توانید محصول، پردازش و توزیع را کنترل کنید. شما باید این روستای ماهیگیری ساحلی کوچک را ترک کنید و به مکزیکو سیتی، سپس LA و در نهایت NYC بروید، جایی که شما سرمایه گذاری خود را گسترش می دهید. »ماهیگیر مکزیکی پرسید« اما سنور، چقدر این همه طول می کشد؟ » آمریکایی که پاسخ داد، \"15-20 سال\" است. \"اما آنچه که پس از آن، سناتور\" آمریکایی خندید و گفت: \"این بهترین قسمت است. هنگامی که زمان مناسب است، شما یک IPO (Initial Public Offering) را اعلام می کنید و سهام شرکت خود را به عموم مردم می فروشید و بسیار ثروتمند می شوید، شما میلیون ها دلار می کنید. میلیون ها دلار، سنور؟ سپس چه؟ â € آمریکایی به آرامی گفت: â € œThen شما بازنشسته خواهد شد. رفتن به یک روستای ماهیگیری ساحلی کوچک که در آن شما می توانید به خواب دیر، کمی ماهی، بازی با بچه های خود را، گرفتن سینه با همسر خود، قدم زدن به روستا در شب، جایی که شما می توانید آب نوشیدنی و گیتار خود را با amigosâ € | â €

مشاهده لینک اصلی
منطقه تاریک را وارد کنید ... این یک کتاب قابل توجه است که تنها حدود 100 صفحه طول دارد. نویسنده، هینریش بول، جایزه نوبل ادبیات در سال 1972 را بدست آورد. واضح است که چرا پس از خواندن این کتاب جایزه را بدست آورد. یک کلاسیک اروپایی به خوبی نوشته شده است. من فراموش کردم که چگونه آن را کشف کردم. من فکر می کنم دیدم آن را به عنوان مورد نیاز خواندن برای کلاس ادبیات در جایی در نیویورک ذکر شده است. آن را در مورد یک سرباز آلمانی و ماجراجویی خود را در قطار همانطور که او پیش بینی و تعجب که چگونه او می میرند. پایان دادن به منطقه گرگ و میش تنها خیلی زود می آید کتاب بزرگ با برخی از خطوط عالی ... مثل آن که به من یادآوری کرد که زندگی زیبا است و پنیر، شراب سفید، نان و کوکی ها را برای یک وعده غذایی شگفت انگیز. درسته. امروز این تابستان بعد از ظهر 22 و 22 ژوئن، سعی کردم این وعده غذای عالی را امتحان کنم.

مشاهده لینک اصلی
من کتاب کتاب روزنامه نگار بولز را دوست داشتم که با یک دسته از سربازان وارد شود. اما قطار داستان است، و من در مورد آن دیوانه نیستم. این کتاب در ساختار این سرباز است که در قطار پیش بینی شده است، زمانی که در زمان و مکان، او می میرد. @ به زودی @ یک کلمه تکرار شده است بیش از بیش است. برخی از توصیف شخصیت های جالب وجود دارد، اما این @ به زودی @ چیز قدیمی است. و او داستان را با برخی از چیزهای زیبا، شگفت انگیز، چیزهایی که زن را به همان اندازه جوان و به عنوان راوی به حساب می آورند، بوجود می آورد. من یکی دیگر از داستان های خود را، @ Portrait گروه با Lady @، که من مجبور به رها کردن، سعی کردم. با این حال هنوز غیر داستانی است.

مشاهده لینک اصلی
زیبایی و ظریف در مورد گناه و رنج یک سرباز جوان آلمانی در راه خود را به سمت لهستانی در سال 1944. او معتقد است که او یک مرد محکوم است، و این هر تجربه خود را به طوری که به نوعی باعث هر لحظه از زندگی که او همواره زیبا و پوچ است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قطار به موقع رسید


 کتاب خانم فرمانده
 کتاب حاج احمد
 کتاب این پسر من است
 کتاب ایرانی‌ها آمدند
 کتاب سوموی گاوها
 کتاب یوغ جنگ