کتاب بر باد رفته (دو جلدی)

اثر مارگارت میچل از انتشارات ناهید - مترجم: پرتو اشراق-داستان جنگی

رمان با باد رمان نوشته شده توسط مارگارت میچل، که برای اولین بار در سال 1936 منتشر شد. این داستان در کلینتون، جورجیا و آتلانتا در دوران جنگ داخلی و بازسازی آمریکا تنظیم شده است. این نشان می دهد مبارزه جوان Scarlett OHara، دختر فاسد یک صاحب مزرعه خوب، که باید از هر وسیله ای که در اختیار او قرار دارد استفاده کند تا بتواند از فقر خود که پس از Shermans March تا دریای خود پیدا می کند، استفاده کند. یک رمان تاریخی، داستان داستان Bildungsroman و یا آمدن از سن است، با عنوان گرفته شده از یک شعر نوشته شده توسط ارنست Dowson. باد که با خوانندگان آمریکایی از زمان آغاز شده بود و در سال 1937 به عنوان پرفروشترین داستانی آمریکایی شناخته شد و در سال 1937 منتشر شد. از سال 2014، نظرسنجی هریس آن را به عنوان دومین کتاب مورد علاقه خوانندگان آمریکایی، درست در پشت کتاب مقدس بیش از 30 میلیون نسخه در سراسر جهان چاپ شده است.


خرید کتاب بر باد رفته (دو جلدی)
جستجوی کتاب بر باد رفته (دو جلدی) در گودریدز

معرفی کتاب بر باد رفته (دو جلدی) از نگاه کاربران
در مورد بربادرفته زياد نوشته ن و منم از پنج دادنم بهش از پنج معلومه نظرم چيه. فقط دو تا توصيه دارم براتون:
١. هر لحظه كه فكر كرديد اثر كلاسيك به قدر كافى پيچيدگى نداره خودتونو به خاطر حماقت بى اندازه تون به شدت تنبيه كنيد.
٢. سعى كنيد ترجمه اين كتابو نخونيد و اصل انگليسى شو بخونيد.
بربادرفته رو همين كه مى خونى ديگه ازش هيچ راه نجاتى نيست. تمومه. و انقدر جانش بزرگه و اثرش سنگينه كه بعدش به سختى مى شه به رمان هاى ديگه برگشت. واى به حال كسى كه نخونده تش.

مشاهده لینک اصلی
5+ ++ ستارگان روشن و درخشان! قشنگ نوشته شده است، دل درد و دل، حماسه! چه چیزی می توانم در مورد باد با باد صحبت کنم که پیش از این گفته نشده است؟ من نمی توانم تأکید کنم که چقدر واقعا از خواندن این کتاب لذت بردم. این سالها یکی از فیلمهای مورد علاقه من بوده است و من تا حدودی شرمنده ام که طول می کشد تا کتاب را بخوانم. بهتر از همیشه دیر یا زود! این کتاب از فیلم بسیار سنگین تر است و بسیار متنوع در زمینه رنگ در اطراف شخصیت ها و تنظیمات است. در حقیقت، شخصیت های خاصی از فیلم حذف شده اند، مانند Archie، که بسیار جالب بود. داستان در گرجستان شروع می شود که درست قبل از جنگ داخلی و به پایان رساندن دوره بازسازی است. من نمی خواهم طرح را خلاصه کنم، زیرا اکثر اوقات می دانید ..... موضوعات کلیدی: * رفاه و آداب و رسوم پیش از جنگ یونان تا ... * خرابکاری که این خانواده های موفق در آن در دوره های جنگ و بازسازی مواجه می شوند * عشق و بقا و از دست دادن * دوستی و نفرت. آنچه را که من در مورد کتاب بیشتر دوست داشتم: * نوشتن توصیفی زیبا - دوست داشتم چگونه تارا زنده بماند، توضیحات واضح جنگ. پیش از جنگ با ظرافت، ثروت و جذابیت آن، پیش بینی کرد. شخصیت های به خوبی توسعه یافته، قابل اعتماد و پیچیده - به طور کلی، شخصیت ها مانند افراد عادی با برخی از @ good @ و برخی از @ bad @ features شناخته می شوند. دوست و بارها دوست داشتم از اسکارلت، رت، اشلی نفرت بگیرم. بیشترین لذت بردن از مامان در سراسر! ملانی ممکن است از این امر به عنوان استثنائی برخوردار باشد، زیرا او عمدتا دارای صفات خوب بود، اما من او را دوست داشتم (حتی گاهی اوقات من می خواستم او را لگد بزنم). آقای OHara خنده دار بود و به خوبی نشان داده شده است. من می توانم ادامه دهم و در مورد شخصیت ها، اما من wont. * طرح های درگیر که باعث شد من می خواهم به سرعت صفحات را به نوبه خود (اما باید نفس کشیدن و لذت بردن از نوشتن فوق العاده ....) بنابراین، هیچ بخش برای @ چه من دوست داشتن در مورد کتاب @ به دلیل .... من از همه لذت بردم. اگر نصف اندازه باشد، شاید من آن را زودتر بخوانم .... با این حال، من هر صفحه را دوست داشتم و تصور نمیکنم لذت بخش تر باشد (متقاعد شود لذت بخش تر خواهد بود) با هر بخش ویرایش شده .... Learning Key از کتاب: به عنوان یک متفکر و کاملا پذیرفته شده از همه افراد به عنوان برابر در زمان های مدرن، من همیشه احساس می کردم که جنگ داخلی سیاه یا سفید بود - درست یا غلط. (و شمال درست بود !!). خواندن این داستان از POV از جنوب، من احساس می کنم ممکن است سایه خاکستری (مانند بسیاری از چیزهای در زندگی) وجود دارد. بله، برده داری و برابری هنوز برای من سیاه و سفید است (و این کتاب من را به سمت جنوب تغییر نمی دهد) .... اما رفتار سربازان شمالی به غیر نظامیان شرم آور بود. علاوه بر این، Carpetbaggers و Scalawags که بعد از جنگ به جنوب آمدند، برای بهبود خود به لحاظ مالی به نظر می رسید بسیار بیشتر وحشتناک تر از زمانی که من در مورد این موضوع در مدرسه را بخوانید. نقل قول های مورد علاقه: \"بعد از همه، فردا روز دیگری است! امید است که این ممکن است الهام بخش بزرگ باشد. به ویژه با توجه به تجربیات که به این کلمات منجر می شود .... â € œLifes بدون تعهد به ما آنچه که ما انتظار داریم. ما آنچه را دریافت می کنیم و از هیچ چیز بدتر از آن استقبال نمی کنیم. »این درست است که هر زمان و شرایطی وجود دارد.« من آرزو می کنم که بتوانم مراقبت از آنچه انجام می دهم یا جایی که می روم، اما نمی توانم ... عزیزم، من نمی خواهم لعنتی بدهم. »مرا گریه کرد ... چگونه غم انگیز است (وقتی که اسکارلت در نهایت متوجه شد که او رت را دوست دارد (و با اشلی احساس می شود) که رات با او انجام می شود ... (پنهان اسپویلر)] فقط برای سرگرمی: لینک به 10 چیزهایی که ممکن است در مورد کتاب از فصلی ذهنی Floss اطلاعات بدانید من به شدت توصیه این کتاب را به خوانندگان کلاسیک و یا داستان های تاریخی است. همچنین، به هر کسی که فیلم را دیده و دوست داشت، اما تا حدی از چگالی داستان خسته شده است. اگر چه با باد رفته کلاسیک است، آن را @ آسان @ / لذت بخش خواندن! من قصد دارم این را در سال یا دو سال دیگر بخوانم

مشاهده لینک اصلی
قبل از اینکه نظر خود را در مورد این رمان کلاسی بگذارم اجازه دهید چند چیز را روشن کنم. این کتاب مطمئنا ارزش ادبی زیادی دارد. به خوبی نوشته شده است، شخصیت ها، برای اکثر موارد، جالب هستند و میچل قطعا زندگی را به شخصیت های او نفس می کشد. آنها احساس می کنند مردم و طرح، در حالی که برای سنین ادامه می یابد، آن را به خوبی ساخته شده و در پایان شما احساس می کنید که شما راضی در نظر شخص arc.Okay، در حال حاضر که انجام می شود: من متنفر از این کتاب. من از شخصیت ها (به غیر از ملانی) نفرت دارم، از داستان متنفر هستم و از همه چیز متنفر هستم، این کتاب باعث شد تا به شکوه بخش جنوبی آنتبلوم کمک کند. من این کتاب را دردناک برای خواندن و نادیده گرفتن کلیشه هایی که باعث می شود من cringing. عجیب است که برای همه افرادی که به من گفتند این کتاب چقدر شگفت انگیز است، نه یک فرد، چگونه جنگ داخلی را در رمان بررسی کرد. همه فقط عاشق اسکارلت و ستاره برادرش با رات. به خاطر خانم اسکارلت هورا؟ خب، من تمام چیزهایی را در مورد او نوشتم و برخی از بخش های آن را در این بررسی قرار دادم؛ زیرا شخصیت او را فریب دادم. هر کس به من گفت چقدر شگفت انگیز بود و همه چیز آن را دوست داشتم، اما آنچه در کتاب یافتم خیلی متفاوت بود. \"روزی که می خواهم انجام دهم و می گویم همه چیزهایی که می خواهم انجام دهم و بگویم و اگر مردم\" من آن را دوست ندارم. این همان چیزی است که جوان Scarlett Oâ € ™ هارا اعلام کرده است، او مجبور به خوردن و گوش دادن به عنوان مادرش به او می گوید که مردان به احترام همسران احتیاج دارند. خطوطی مانند این، یک تصویر اسکارلت را به عنوان یکی از نخستین زنان ادبیات فمینیستی و پیشرونده می دانند. جاه طلبی و آرزوهای او، که در مقابله با صعود ظریف او در جنوب، تصویر یک زن قوی و مستقل را ایجاد می کند. با این حال این یک توهم است احساس کردم این کل رمان به من می گوید که اسکارلت هارا یک شخص وحشتناک است و باید تلاش کند تا قوی شود. کارلوتی مطمئنا یکی از شخصیت های اصلی شور و شوق عاطفی است. او مطمئنا قادر به انجام بسیاری از چیزها است - طرز تفکر تجاری که موفق به نجات تارا از فقدان است. با این حال Scarlett ایده آل نیست، اما با توجه به ناسازگاری ارزش و مشکل تلاش برای قرار دادن عنوان \"فمینیست\" در هر شخصیت زن، او تبدیل به یک آیکون شده است که علیه پیام کتاب است، IMO. اسکارلت ممکن است تارا و بردگان او را داشته باشد، اما او هیچ چیز دیگری ندارد. پدر و مادر او مرده اند، خواهرانش او را لعنت می کنند، او هیچ ارتباطی با فرزندان زنده اش ندارد و تنها افرادی که همیشه او را دوست داشتند (ملانی و رت)، مرده اند یا او را رها کرده اند. قبل از افشای بزرگ او مخزن عاطفی خود را به اشلی ریخته بود، اما اکنون حتی او نیز از دست داده است. اسکارلت شکست در پایان رمان است. علاوه بر این، بزرگترین مسئله با اسکارلت که قهرمان فمینیست است، نامش فاش شدن همه زنان است. او همه زنان را (به جز الن و در نهایت ملانی) به عنوان رقبای و دشمنانش نگاه کرد. او به زنان دیگر نگاه می کند و به نظر خودشان را به شیوه ای بی رحمانه از جمله \"چروک های چربی\" مورد انتقاد قرار می دهد. اسکارلت جنس خود را به عنوان چیزی به عنوان دستکاری مورد استفاده قرار می دهد و این همه است. در طول کتاب، او احساس برتری را بر روی هر کسی که در زیر آن قرار دارد، به خصوص زنان، می بیند. اگر شخصیتی وجود داشته باشد که احساسات زن رفقا را نشان دهد ملانی است. علی رغم اینکه مردم به طور شگفت انگیزی از اسکارلت شنیده اند، مخصوصا در مورد اشلی، Melanie به اسکارلت به عنوان یک خواهر وفادار رفتار می کند. پس از اینکه فرانک میمیرد، رت و بل (یک فاحشه) به محافظت از اشلی از نزاع با پلیس کمک می کند. ملاانی با احتیاط رفتار میکند. ملین Melanie اطمینان می دهد که \"اگر شما همیشه در خیابان ها را ببینید، شما باید با من صحبت نکنید.\" من می فهمم - اما ملانی پاسخ می دهد: \"من باید افتخار کنم که با شما صحبت کنم. افتخار میکنید که به شما ملزم است. من امیدوارم \"امیدوارم دوباره دوباره ملاقات کنیم.\" ملانی قهرمان ناگفته از باد رفته است که، با وجود مطابقت با بسیاری از ایده آل های ایده آل جنوبی دل، موفق به شخصیت مهربان، قوی و قانع کننده می شود. با توجه به روایت هایی که در اطراف اسکارلت قرار دارند، خوانندگان ممکن است وسوسه شوند که به راحتی از Melanie به خاطر او naïvetà ©. با این حال، این چیزی است که Melanie متفاوت از اسکارلت است. یک زن دستکاری و دیگری را دوست داشت برای عشق به یک مرد، که یکی دیگر از آن دوست داشت و از مهربانی قلبش مراقبت می کرد.

مشاهده لینک اصلی
@ اما من می توانستم بهتر از او بود @ @ شما می توانست بوده است - اگر شما کسی دیگری بود @\nخوب، آن را در مورد آن مبالغه کنید. من متاسفم که این را بگویم، منظورم این نیست که صدایی بی رحمانه ای داشته باشم، من درک استرس های قابل توجه آنها را دارم، اما اکثر شخصیت های اصلی این کتاب کاملا ساده و احمقانه بودند. برخی ممکن است به طور آشکار نباشند، اما در هر صورت، نیاز به وحشتناکی برای خودآگاهی جدی است. من فانتوم را نمی فهمم که این داستان داستان عشق است. (نگاه کنید به اسپویلر) [اگر من باید برچسب آن را هر چیزی آن را به زودی می شود نامیده می شود. (پنهان کردن اسپویلر)] سرنوشت تقلید همه اطراف. یکی دیگر از حوادث بی فایده - من در واقع به پایان رسید این ماموت از یک رویداد کتاب، اگرچه من به خصوص نیمه دوم را ناامید کرد. من اسکارلت را تحسین کردم و سپس رات ... رات، که دقیقا می دانست چگونه اسکارلت را نادیده می گیرد (مشاهده اسپویلر) را آغاز کرد، سپس به دنبال او بود تا عشق خود را برای او اعلام کند، در حالیکه فریب خورده خود را در چهره اش قرار داد. یک راز نابغه Rhett (!) (پنهان کردن اسپویلر)]

مشاهده لینک اصلی
\"احتمالا - من روزهای قدیم را دوباره می خواهم و آنها هرگز به عقب برگشته و من خاطره ای از آنها و جهان را که در گوشم می سوزد خفه می کنم. â € جنگ داخلی. یک زن زیبا در اوج خودخواهی. عشق و مرگ خانه و زمین. انجمن زد تا انسداد نادرست می تواند شما را خنثی کند. تخریب، فاجعه، فساد سیاسی، حقیقت، دروغ، زندگی، مرگ، عشق، از دست رفتن، تغییرات بزرگ، شروع جدید، همگام با پایان دادن به چرخه. همه اینها کمک می کند که باد با آن روبرو شود: رمان حماسی که هرگز فراموش نخواهد شد، که برای همیشه عاشق، گرانقیمت و با لذت خوانندگان جدید برای سنین خواهد بود. من یکی از آن خوانندگان جدید هستم. در اوایل دهه ی 1960، من به عنوان یک آرامگاه به اندازه ی تهدید آمیز خوانده ام که از جذابیت جنوبی در جنگ داخلی و همه ی تراژدی هایی که آن را احاطه کرده بود صحبت می کند. البته فیلم \"چندین بار\" را دیدم و همیشه داستان را دوست داشتم. اسکارلت هارا دور از قهرمان معمولی است. چرت زدن آسان تر از لذت بردن از آن، فرآیندهای تفکر او قابل درک است، اما خواننده را سرد می کند. انگیزه های او برای بقا است، اما صعود او به سمت بالا هنوز طعم بد را در دهان می گذارد. حتی قبل از اینکه او کاری را که او انجام می دهد انجام دهد، چرا که او فقط به خاطر آن نیست، او دوست نداشتنی است. رفتارهای خرابکارانه او و لذت بردن از چشمک زدن اصلی در هر چشم انسان در کباب کردن، گرفتن دوست پسر از همه زنان بدون twinge از وجدان، باعث می شود آن را آسان تر به همسو با بقیه نسبت به او. مارگارت میچل با داشتن یک زن نابالغ و داستان او را به یک کار منحصر به فرد انجام داد. این یک نوع داستان مخرب و اخلاقی است که شما نمی توانید از آن دور شوید، یک قطار ادبی را که غیر قابل چشم پوشی است نابود می کند. در حالی که فیلم او یک کودک زیبا و دلربا را به وجود آورد، این کتاب نشان داد که او به جای آن سه بچه دارد. یکی از چارلز، یکی از فرانک، و در نهایت یکی از رت. او یک مادر وحشتناک بود و بعضی از صحنه های دل انگیزتر قلب، Wade ضعیف بود که سعی در روان شناختی در طول جنگ داشت. الا به ندرت ذکر شده است و هیچ صحنه ای ندارد (غیر معمول). من به خصوص هنگامی که اسکارلت یک تراژدی وحشتناک از کسی که در تلاش برای کمک به او، که با عواقب او مخالفت شد، به شدت مخوف بود، اما از طریق تراژدی برای کسب و کار خود، بی پروا بود. حتی اگر اسکارلت با اندیشه های او، انگیزه های او و چشم اندازش دوست نداشته باشد، هنوز هم به عنوان مجنون باهوش است که در موردش بخواند. â € œ این بود که اغلب او آن را به تنهایی این بود و او آن را دوست ندارد. هنگامی که او تنها بود، مجبور بود که فکر کند و این روزها افکار خیلی خوشایند نبودند. رات به عنوان یک مرد برجسته جذاب درخشید. هنگامی که روی صفحه کلیک کنید، کاغذ تقریبا درخشان است. او صحنه ها را می کشد و به ویژه از من خوشش می آید. بعضی از آنها می گویند که هر دو شر در بررسی هستند و شایسته نیستند؛ من مخالفم برای من رات قلب داشت، احساساتش را داشت، اما هنوز هم از جامعهیی که از او دور شد، لذت بردم. او از بینش فکری و عقل سلیم سخن گفت، و نه اینکه به غلط غرق در غربت غرور غرور غرق در او بچرخد تا بتواند به یک نبردی که چنین احتمال بدی دارد، عجله کند. او ذهن خود را نادیده گرفت، مهم نیست که این اندیشه چقدر غیرممکن است. او مشتاقانه پول را از جوامع خراب می کند و بدون عذر خواهی در ثروت هایی که از جنگ ساخته شده است، در آن صورت می تواند ساخته شود. با این حال، او به وضوح از جنگ متنفر بود، او علیه آن هشدار داد، او از تراژدی کاشته متنفر بود. او به ماملی احترام گذاشت و نقش او در زندگی اسکارلت، او را دوست دخترش، او واقعا دوست داشت که زخمی شده بود، قلب او لعنت شده بود. با باد بیش از 1000 صفحه بود، و در داخل آن صفحات نویسنده به نحوی به مدیریت در حالی که به طور متافیزیک و غافلگیر کننده ای از گفتار درونی و لحظات احساسی که بدون رشد خسته کننده، کسل کننده و یا عقب مانده است، افزایش یافته است. سبک نوشتن آن به راحتی جذب می شود، او با گفت و گو طبیعی برخورد کرد و صحنه ها به طور بی نقص ادغام شدند. او مراقب بینش های مختلف در طول جنگ داخلی از همه طرف بود، که قبل از آن نبوده ام. â € œNo، عزیز من، من با شما دوست نیست، بیش از شما با من هستند، و اگر من بود، شما خواهد شد آخرین فردی که Id همیشه می گویند. خدا به مردی که واقعا شما را دوست دارد کمک کند. Youd قلب خود را، قلب من عزیزم، بی رحم و مخرب، که بسیار بی دقتی و اعتماد به نفس است، حتی مشکل خود را به sheathed پنجه او را نابود. \"پایان ناپاک است. این پایان مناسب بود که متناسب با داستان بود، درس اخلاقی را خلاصه کرد، به داستان داستان غم انگیز یک شخصیت اصلی خرابکار که قاچاق او را داده بود، هدایت کرد. با این حال، عاشقانه در من مشتاقانه برای پایان خوش خوش شانسی نیست. من فکر می کنم این عمدتا به این دلیل است که قلب من Rhett قرار گرفته بود و این چنین شرکتی تلخ بود. سخنرانی پایانی و تبادل نور که از چشمانش در حال مرگ بود، مرا تکان داد. در مصاحبه ها میچل از آنها خواسته شد که آیا آنها دوباره متحد شوند - در یک نسخه او گفت: نه، در یکی دیگر او گفت: شاید. تعیین اسکارلت شدید شد، اما ذهن ریتس همگی خودش بود. مرگ فرزند دردناک بود. جنگ تلخ و وحشتناک بود و تمام آن جنگها ...

مشاهده لینک اصلی
این نوشتار بسیار ناخوشایند بود. من این نوشتار را نوشتم و مجددا نوشتم در چند ماه گذشته، و من نمیتوانستم آن را کامل کنم. من در نهایت به تحقق هیچ بازبینی می توانم بگویم این عقیده جدید را انجام خواهد داد، بنابراین من فقط می خواهم آن را به عنوان آن است. تنظیم در دولت جورجیا، قبل، در طول و پس از جنگ داخلی آمریکا، رفته با باد می گوید داستان Scarlett OHara، بیهوده، خراب، دختر بیش از حد ممتاز یک صاحب مزرعه، از روزهای او به عنوان یک بی رحم در جنوب جنوبی، از طریق نابودی جنگ و ترور بازسازی که به دنبال. جهان اسکارلت بزرگ شده است به نابودی و رفته است برای همیشه، اما او شجاع، قوی و مصمم است. Scarletts یک جنگنده است و او آماده است تا هر آنچه که او باید انجام دهد برای زنده ماندن از جنگ و حفاظت از خانواده اش و کاشت آنها در Tara. او با شرایط دشوار، چالش برانگیز و گاهی اوقات شرایط تهدید کننده مواجه می شود. در طول راه، اسکارلت با رات باتلر ملاقات می کند. او غارتگر غنی، جذاب و خوش تیپ است - مناسب بازی Scarlett اگر تنها او توسط عذاب او را برای همسایه ازدواجش اشلی ویلکس کور نشد. رات پس از رد شدن از دیگران بهتر می شود، اسکارلت را ترک می کند، همانطور که متوجه می شود که او فقط می خواهد اشلی را بخواهد، زیرا او نمی تواند او را داشته باشد و این ریت است که واقعا همه را دوست دارد. اسکارلت قول می دهد تا او را برنده شود. خواننده مجبور است نتیجه خود را در مورد سرنوشت اسکارلت و رت بدست آورد. رمان به خوبی نوشته شده است، جذاب، جذاب درام تاریخی و داستان عاشقانه با یک طرح تحقیق و توسعه یافته و شخصیت های خوب و اصلی است. من همه گفتگوهای درخشان بین رات و اسکارلت را دوست داشتم. قسم می خورم که به معنای واقعی کلمه می تواند جرقه هایی را که بین صفحات بین این دو قرار دارند، ببیند. یکی از بزرگترین قطعات ادبیات که تا کنون نوشته شده است، بسیار مهم است. رمان بسیار تاریخی دقیق و فوق العاده زنده است. عمق رمان واقعا من را شگفت زده کرد. این باعث شد من احساس کنم که من در طول جنگ داخلی در دهه 1860 در جنوب قدیم بودم. مراقب باشید، نژادپرستی زیادی در این رمان وجود دارد و در حقیقت می تواند کاملا تکان دهنده باشد. اما من فکر می کنم که فقط داستان را واقع گرایانه تر می کند، پس از همه اینها، چطور در اواسط قرن نوزدهم، چطور بود. هنگامی که شما رمان داستان تاریخی را نوشتید، نمیتوانید سابقهی خودتان را تغییر دهید بدون توجه به اینکه چقدر شما ممکن است بخواهید. اگر مارگارت میچل نژادپرستی را پوشش داده بود، این داستان را ویران خواهد کرد. همه کاراکترهای مارگارت میچلز بسیار واضح و پیچیده هستند. آنها برای شما زنده می شوند و مدت ها پس از پایان کتاب شما با شما باقی می مانند. شخصیت های اصلی Scarlett OHara و Rhett Butler ناقص هستند، اما نویسنده موفق به ساختن شما در عشق به آنها با وجود این افتخار است. اگر شما باید بدانید، من واقعا این واقعیت را دوست داشتم که اسکارلت یکی از شخصیت های اصلی کاملا عالی بود که در بسیاری از رمان ها دیده می شود. این واقعیت که وی دارای بسیاری از گسلها و ضعفها بود، باعث شد که او احساس مناسبی برای من داشته باشد. همانطور که داستان در حال پیشرفت است، شما شروع به درک چگونگی تجارب Scarlett در طول جنگ به طور اساسی درک اسکارلت از جهان را تغییر داد. با پایان رمان، من با اسکارلت همدردی کرد و از شخص شجاع قوی او تبدیل شد. هر دو اسکارلت و رت تبدیل به شخصیت های مورد علاقه من هستند. رفته با باد یکی از آن رمانهایی است که شما به سختی می توانید آن را کنار بگذارید. رمان بیش از هزار صفحه طول دارد. من واقعا خوشحال شدم که خیلی طول کشید چون چون صفحه بعد از صفحه خواندم، من نمی خواستم این داستان پایان یابد. این کتاب فوق العاده جذاب است مراقب باشید، این زندگی شما را طول خواهد کشید. شما نمیخواهید آن را پایین بیاورید و هیچ علاقه ای به انجام هر کاری از مطالعه این کتاب ندارید. من فکر می کنم مارگارت میچل نویسنده ی فوق العاده با استعداد بود و شرم آور بود که او در اثر یک تصادف رانندگی کرد و هرگز فرصتی برای نوشتن دنباله ای نداشت (یا هر رمان دیگری در این مورد). از تمام کتاب هایی که در تمام زندگی ام خوانده ام، این مورد مورد علاقه من است! من فکر نمی کنم می توانم بیان کنم چقدر این رمان را دوست دارم. این قطعا سزاوار جایزه پولیتزر بود که در سال 1937 به دست آورد. اگر می توانستم بیش از پنج ستاره را به باد بسپارم! این شایستگی حداقل 20 است!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بر باد رفته (دو جلدی)


 کتاب خانم فرمانده
 کتاب حاج احمد
 کتاب این پسر من است
 کتاب ایرانی‌ها آمدند
 کتاب سوموی گاوها
 کتاب یوغ جنگ