معرفی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم

اثر آنتونی دوئر از انتشارات در دانش بهمن - مترجم: روح الله صادقی-داستان جنگی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 29 آبان 1396
برنده جایزه پولیتزر
ماری-لور همراه با پدرش در پاریس زندگی میکند؛ در نزدیکی موزه تاریخ طبیعی که پدرش در انجا به عنوان استاد کلیدساز، مسئول هزاران قفل موجود در موزه است.
ماری در شش سالگی بینایی اش را از دست می دهد و پدرش ماکت بی نقصی از محله شان می سازد تا او، با لمس ماکت، آن را به خاطر بسپارد و بتواند خودش مسیر خانه را پیدا کند. هنگامی که پاریس به اشغال ارتش نازی ها درمیآید، پدر و دختر به استحکامات شهر سنت-مالو میگریزند. آنها با خودشان قطعه ای را حمل می کنند که ممکن است با ارزش ترین و خطرناک ترین جواهر موزه باشد
در شهری معدنی در آلمان، پسری یتیم به نام ورنر همراه با خواهر کوچکترش رشد میکند و مسحور رادیوی خرابی میشود که پیدا کرده است. استعداد او در ساخت و تعمیر این ابزار حیاتی جدید، برای او جایگاهی در آکادمی وحشیانه جوانان هیتلر به ارمغان میآورد، و سپس مأموریت ویژه ای برای ردیابی نیروهای مقاومت به او محول میشود. این مأموریت او را به سنت-مالو هدایت میکند، جایی که داستان او و ماری تلاقی پیدا میکند


خرید اینترنتی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
معرفی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
جستجوی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم در گودریدز

معرفی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم از نگاه کاربران
یک کتاب دلخراشی، استثنایی، زیبا، این داستان غم انگیز جنگ جهانی دوم یک دختر کور و یک پسر یتیم. من خوانندهی کتابهای جنگی نیستم، اما من بسیاری از دوستان زیادی را دیدم که تصمیم گرفتند آن را امتحان کنند. از طریق پیشرفت جنگ و رنج کاراکترها در کتاب، وحشتناک بود. من واقعا آن را در ابتدا دوست ندارم. به خصوص آخرین 100 صفحه یا بیشتر، در آخرین مراحل جنگ و پس از جنگ، واقعا به من رسید. من دوست داشتم داستان داستان های متناوب ورنر، ماری لاور، فون رومپل و تغییر در زمان و مکان را دوست داشته باشم. نوشتن زیبا ... و سپس داستان های غم انگیز ورنر و فردریک .... متوجه شدم که یک کتاب دیگر از آنتونوی دورر در قفسه های کتابم، درباره گریس دارم. من حدس می زنم چیزی کاملا متفاوت است، اما در حال حاضر من در حال خواندن لیست هستم.

مشاهده لینک اصلی
من متوجه شدم که این کتاب به طور گسترده ای مورد علاقه بوده و من از آن کاملا لذت بردم. همه چیز کار می کرد و شخصیت ها افرادی بودند که آرزو می کردم که فکر می کردم. تنها مشکل من این بود که پس از یک نیمه عالی، احساس می کردم که اقدام به نوعی از بین رفت و من باید صبر کنم تا هر داستان برای نزدیک شدن باشد. من نیز مشخص نیست که چگونه یک سناریو به پایان رسید. احتمالا این به معنای آن بود که بی سر و صدا نباشد و شاید فقط منتظر بمانم تا فیلم بیرون برود.

مشاهده لینک اصلی
پنج ستاره! من واقعا برای کلمات گم شده ام. من این کتاب را در 21 دسامبر و شش روز بعد به پایان رساندم، هنوز در حال تبدیل شدن احساسات و احساسات به کلمات هستم. این کتاب فوق العاده، بسیار جذاب، جادوگرانه و تحریک آمیز است که آنالوگها همه می توانند برای رسیدن به بهترین وجهی که احساس می کنند در این سفر تجربه کرده ام. یک شمع روشن، تجربه ناهار خوری خوب؛ غنای شیرین شکلات بلژیکی یا سوئیس؛ آویزان absinthe نفیس در یک صندلی راحت و راحت در مقابل یک شومینه شکننده در شب سرد زمستانی نیویورک â € | نه، بهتر است â € | soloolo cellistâ. آیا شما تا به حال به بخش سلولی در یک سمفونی عملکرد ارکستر و در طول همان عملکرد ارکستر، تجربه سلطنتی اصلی با استادانه اذیت کردن انفرادی مبهوت کننده؟ سلولز صحبت می کند بدون گفتن یک کلمه، موجب شادی و خنده و یا ناراحتی می شود به طوری که عمیق شما مثل یک کودک گریه می کنید. این کتاب معادل ادبی یک شخصیت برجسته سلستین است. غواصی هیجان انگیز است فوق العاده. خیلی به فکر کردن؛ بسیاری از احساسات انسانی برای تجربه؛ بسیار عجیب و غریب و همگام بودن برای لذت بردن و کشف کردن. این یکی از آن کتاب های بسیار نادر است که من آرزو می کنم هرگز پایان نیست. جادویی! این یک داستان جنگ جهانی دوم است و توصیف دقیق و گرافیکی خشونت و ظلم و تروری ندارد، هرچند فقط در زیر سطح شما می توانید جریان بی وقفه تنفر، نسل کشی و جنایتکاران را احساس کنید؛ تجاوز، شکنجه و بی رحمی؛ غیر انسانی جنگ و تبلیغات نازی از برتری نژادی؛ اعدام کارآمد و خونسردانه رژیم سوم \"راه حل اصلی برای مسئله یهودیان\". به طرز شایان در بالای این حوادث بد و تخریب، یادآوری ثابت قدرت عشق، آزادی، شفقت، تصمیم به انجام آنچه که درست است با وجود تهدیدات عواقب مرگبار مرگبار و بخشش. استفاده مجرب نویسنده از زبان برای تحریک احساسات و در نظر گرفتن قلب قابل مقایسه با سلولی کار می کند تعظیم خود را در چهار رشته ابزار جادویی خود است. Ahhhhh â € | .. ماری لور LeBlanc شانزده ساله در اوت 1944، مخفی در طبقه ششم شماره 4 غم و اندوه Vauborel سنت مالو، فرانسه، درست در زیر اتاق زیر شیروانی که در آن عموی او عموی او عمدتا رادیو یک سری مرموز از اعداد (56778.21.4567.1094.467813) یکی از این توالی ها بود، اعلامیه های اجتماعی تولدها یا ازدواج و ضبط های برادرش قبل از جنگ جهانی اول. آلیس ها موجب فروپاشی ناسیونالی های اشغال شده سنت مالو توسط موجی از هواپیماهای متفقین شده اند. وی برنامه های تلویزیونی را برای مدت طولانی ادامه داده است. او می گوید: \"او می گوید در سر او به مردی که به دنبال مخفی در خانه اش پنهان شده است. در همان زمان، فردریک ونر پفنینگ، هجده ساله آلمانی، یک عضو یک گروه رادیکال نخبه آلمانی که شکار رادیوهای غیرقانونی رادیویی رادیو پخش می کند، توسط یک انفجار بمب در انبار اقامتگاه هتل Abeilles، تنها از ساختمان ماری لوریا متوقف شده است. پیش از تهاجم متفقین به رهایی، وی مکان پخش برنامه های مقاومت فرانسه را شناسایی کرد اما تصمیم گرفت آن را گزارش ندهد. ورنر در یتیم خانه ی آلمانی با خواهرش جوتا به عنوان نازی ها به قدرت رسید. جذابیت ورنر با همه چیز مکانیکی است و شور و شوق او برای رادیو او را فرصتی برای حضور در مؤسسه آموزش سیاسی ملی در اسکس، مدرسه ای طراحی و جهت آموزش و پرورش نسل جدیدی برای رهبری سیاسی، نظامی و اداری نازی حالت. با وجود تعصب مداوم خود، در طول زمان، ورنر شک و تردید دارد. داستان تلفیق حوادثی است که ماری لاور لوبل و ورنر پفنینگ را در آن روز سرنوشت ساز در اوت 1944 به وجود آوردند و در سال 1934 با از دست دادن ماری لاور چشم انداز در پاریس و Werner از ناامیدی در خانه کودکان در چهار هزار معدن پیچ و خم معدن در Zollverin آلمان است. به طرز جادویی و یا شاید نمادین، مورینیو و ورنر مضمون مختصری که زندگی را تغییر می دهد، توسط جستجوی سرباز نازی ها، رینولد فون رمپل، جستجو می شود. در حالی که آلمان نازی میلیونها زندگی یهودی را نابود می کند، ون رمپل یک جستجوی بی قید و شرط برای زندگی، برای دریای شعله ها، یک سنگ قیمتی افسانه ای است که از زندگی آن کسی که دارای آن است، محافظت می کند. تومورهای Von Rumpel به طور گسترده ای ادامه می یابند و زمان بسیار کوتاهی است. همه این سه در سنت مالو در تابستان 1944، هشت ماه قبل از سقوط رich سوم، در یک سفر فوق العاده همگام هستند. من عاشق نویسنده استفاده از پروسس فوقالعاده توصیفی برای تشدید حساسیت مری لئون پس از از بین رفتن دید او. پدرش، دانیل لوبنک، نسخه های مینیاتوری پیچیده و دقیق پاریس و سنت مالو را ساخت و ماری توانست از طریق لمس شکلات ساختمان ها، تعداد خیابان ها و مکان های ورودی ها و کوچه ها، با راه های اطراف شهرها مذاکره کند. من می توانم با تمام حواس من احساس مانع ماری لور در خیابان های شهر، شادی ...

مشاهده لینک اصلی
قلب من درد می کند این تراژدی زیبا بود. نوشتن دوست داشتنی بود و محتوا با دانستن آن بر حقیقت تأثیر گذار بود. دنیای ما در گذشته ما به طرز وحشیانه دستخوش ما شده است. ما به عنوان پیشرفت، ایدئولوژی و مذهب یکدیگر را به نام پیشرفت، ایدئولوژی و مذهب کشتیم، چون شهرها و تمدن ها را به زمین می کشیدند، زیرا آنها جرأت دیدگاه های متفاوت داشتند، یا به این دلیل که آنها به سادگی در راه ما بودند. اما حتی در میان جنگ، زیبایی وجود دارد. چیزهای شگفت انگیز از خاکستر می تواند افزایش یابد. داستان داوود فوق العاده خوب نوشته شده بود و خیلی فکر تحریک آمیز بود. فکر یک جنگ جهانی وحشتناک است، اما می توانید تصور کنید بدون آنکه احساساتتان را تجربه کنید آن را تجربه کنید؟ ماری لاور، یک دختر کور فرانسوی، درخشان و انعطاف پذیر و شجاع بود، و حلزون ها و داستان های ماجراجویانه را از طریق Braille و اقیانوس مورد تمسخر قرار دادند. او بدترین شرایط ممکن را با فضیلت و بیعدالتی و شجاعت اداره کرد و من به شدت به او احترام می گذارم، هر چند او هرگز نفس دیگری را در خارج از یک کتاب نفس کشید. و ورنر! اوه، ورنر منبع قلب من بود. من از ماری لاور ناراضی بودم، اما آیا می توانید تصور کنید که به حزب نازی به عنوان یک یتیم نوجوان نوجوان آلمان انتخاب شده است؟ دانستن اینکه بسیاری از پسران آلمانی فرستاده شده اند کشته یا خدمت می کنند به عنوان توپ علوفه ای دلخراش است. اما یک نام و یک صورت و موی سفید برفی را به یکی از این تراژدی های بی شماری کودک بگذارید؟ که صدمه می زند ورنر یک برادر، یک دوست و یک رادیو نابغه بود. او درخشان و مهربان بود، اما مجبور شد که وضعیتی را ببیند که درخشش او را به عنوان یک کالا و مهربانی او به عنوان سرطان نیاز به حذف دارد. اما مهربانی هرگز نمی تواند واقعا کشته شود. این می تواند به خواب زمستانی ختم شود، اما با یک گوش باز می شود، آماده است تا زمانی که فرصت داده می شود دوباره خود را دوباره به ارمغان بیاورد. من نمی خواهم کتاب را برای هرکسی از بین ببرم. اما به دانستن اینکه این داستان در مورد جنگ جهانی دوم است و آن جنگ به پایان نمی رسد کاملا خوشحال است. شما با کلمات ماری-لوره ترک می کنید: «برای پیدا کردن حلزون های خزنده در امتداد سنگ ها، این موجودات خفیف خفیف، کلسیوم را از آب می ریزند و آن را روی روی پشت های خود چرخانده اند - این کافی است. بیش از اندازه کافی

مشاهده لینک اصلی
به طور غیرمعمول، Spirally Kalliope مجبور به دادن یک ستاره به تمام آن مارپیچی ها که در رمان اشاره شده بود. این امر در برابر او بسیار جوهر است که این کار را انجام نمی دهد. ستاره دیگر به تصاویر منظم و توسعه ی موضوعی طیف وسیعی از امواج داده می شود - این که آیا این ها قابل مشاهده است یا نه به چشم انسان - به همین دلیل یا یکی دیگر. این به خوبی توسعه یافته است.با این حال، سبک staccato. هیچ جایی. در حال حاضر وجود دارد پایدار. یک پرنده از دید من از پنجره عبور می کند. تحویل دادن و حواس پرتی خیساندن مواد نامناسب. خرد شده. Overdone.Irriting بارهای کلیشه ای بودند، چه این مشاهدات و یا استفاده از فرانسوی (Oui!) و کلمات یا عبارات آلمانی (Ordnung!) برای دادن عطر و طعم محلی و حس محل. با این حال بدتر از آن احساس درمان جنگ جهانی دوم در فرانسه و آلمان با یک داستان جسورانه زندگی می کرد. در بررسی من از هتل باال بیک، من در حال حاضر درباره خطرات داستانی در برخورد با داستان های وحشتناک تاریخ بشری و بهره برداری از تجارب آن نوشتم.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم


#جایزه پولیتزر داستان - #ادبیات آمریکا - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان جنگی - #داستان درام - #دهه 2010 میلادی - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #انتشارات در دانش بهمن - #آنتونی دوئر - #روح الله صادقی
#انتشارات در دانش بهمن - #آنتونی دوئر - #روح الله صادقی
کتاب های مرتبط با - کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم


 کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ
 کتاب میراث
 کتاب ترجیع گرسنگی
 کتاب امپراتوری خورشید
 کتاب رویای جورج ار
 کتاب بر باد رفته