کتاب نشان سرخ دلیری

اثر استیفن کرین از انتشارات امیرکبیر - مترجم: غفور آلبا-داستان جنگی

در طی یک جنگ نامشخص، هنری فلمینگ، 18 ساله شخصی، با فرار به یک چوب در کنار آن، از آنچه که در نظر گرفته می شود، یک دلیل گمشده است. او یک گروه از افراد مجروح پیدا می کند که در آن یکی از گروه ها، هنگامی که او می آموزد که گردان خود را نبرد کرده است، هنری احساس گناه می کند. در نتیجه، او به گردان خود باز می گردد و زمانی که یک اپراتور توپ در سرش به او حمله می کند، او مجروح می شود؛ زیرا او نمی خواهد از بازوی او بیرون بیاید. هنگامی که او به اردوگاه می رسد، سربازان دیگر معتقدند که او توسط یک گلوله ای که او را در نبرد می گذراند آسیب دید. صبح روز بعد او برای سومین بار به نبرد می رود. در حالی که به دنبال یک جریان که از آن برای رسیدن به آب است، او از افسر فرمانده می بیند که قوماندانش شهرتی بی نظیر دارد. این افسر به طور معمول درباره قربانی کردن قلم هنری سخن می گوید زیرا آنها چیزی بیش از موانع راننده و حفاری گران نیستند. در نبرد نهایی، هنری یکی از بهترین جنگجویان در گردان خود و همچنین پرچمدار می شود، و سرانجام شجاعت خود را به عنوان یک مرد اثبات می کند.


خرید کتاب نشان سرخ دلیری
جستجوی کتاب نشان سرخ دلیری در گودریدز

معرفی کتاب نشان سرخ دلیری از نگاه کاربران
زمانی که هنری فلمیمینگ برای پیوستن به جنگ به راه افتاد، شاید تصویری روشن از آنچه پیش از او نگذشته نبود، منظورش چیست. همانند هر جوان دیگر (در تقسیم زمان و شرایط) او بازگشت خود را به عنوان یک قهرمان - مردی به دست می آورد. اما آیا او به نظر سختی لعنتی در میدان جنگ متعهد است؟ شاید نه! در برخی موارد او در واقع اجرا می شود، اما وجدان او او را عذاب می دهد. مجموعه ای از اتفاقات (accidental- من فکر می کنم) او را فشار تماس برای پیگیری، وجود دارد و او تلاش می کند تا ثابت کند manhood.I خود را پیدا کنید که قدرت این رمان جنگ است که واقعا در داستان نیست، اما در چگونگی ارائه شده است. جرثقیل پروسه (هرچند در برخی موارد به شدت توصیفی است) به گستردگی فراوان است. همچنین تصویر او از درگیری داخلی این جوانان است. زبان زیبا است، و باعث می شود این، یک رمان نه چندان ساده و سر راست، یک خط read.Cool ارزش: او تبدیل در حال حاضر با دوستداران تشنگی به تصاویر از آسمان آرام، مراتع تازه، بروکس سرد - وجود صلح نرم و ابدی .

مشاهده لینک اصلی
در اینجا این تفکر مغز من در حال خواندن این کتاب است:Alright، در مورد زمان من این را خوانده ام و تا کنون، خوب. من پرویز را دوست دارم، من پروس را دوست دارم، من دوست دارم ... um ... STOP TALKING! متوقف کردن صحبت کردن با یکدیگر! خفه شو! من به سختی می توانم شما را درک کنم! UGH متشکرم. خوب پرویز ... خوب ... خوب، هرگز نمی فهمم حوصله سر بر. حوصله سر بر. حوصله سر بر. حوصله سر بر. ناخالص من از صحنه های مبارزه متنفرم خسته کننده و ناخوشایند ناخوشایند و خسته کننده. دعوا بسه. توقف صحبت کردن با آن برخورد کنید ... این خسته کننده است ... @ به طور کلی، باید گفت که گفتگو میان شخصیت ها کمی واقع گرایانه بود و من متوجه شدم که بین پروانه های دوست داشتنی Cranes و گویش ناشنوایان نوشته شده از سربازان اتحادیه (و یا sojers، بسته به اینکه شما درخواست می کنید). آخرین بار که من به یاد دارم مبارزه با بسیاری از گفت و گو نوشته شده بود زمانی که من خواندن مورد علاقه توسط تونی موریسون، به جز در مورد آن کتاب، من کاملا توسط شخصیت ها و این زمان در اطراف لعنتی ... ؟؟؟ نه خیلی بنابراین در همه اینها مسئله ای نیست که به اندازه کافی مراقب باشیم تا بتوانیم درک کنیم که چه چیزی گفتیم.همچنین من از صحنه های نبرد متنفر می شوم و صحنه های مبارزه می کنم. من به طور کلی از صحنه های تقریبا تمام کتاب هایی که همیشه خواندید ((یک استثنا ممکن است توضیح Gabaldons از Culloden در Dragonfly در Amber) را بخوانم یا از بین ببرم، زیرا من دوست ندارم تصویر gore را ببینم. من با خشونت، واقعی یا تصور نمی کنم، زیرا کابوس ها را به من می دهد. من خواندن و تماشای ترسناکی را که شامل خونریزی بیش از حد از بدن و جمع شدن بر روی زمین و / مردم ما مشت زدن است و هر زمان که شوهرم یک فیلم جنگی را تماشا می کند، من باید چشم هایم را در طول صحنه های نبرد پوشش دهم. متاسفانه، 80 ٪ از این کتاب یک صحنه نبرد بود یا به نوعی، شکل یا فرم مربوط به نبرد بود، بنابراین من نمیتوانستم از بین ببرم. صحنه های مبارزه من را ناراحت کرد و قطعاتی که در مورد نبرد گرسنه بودند خسته کننده بود. من تمایل ندارم این کلاسیک خاص را دوباره خواند.

مشاهده لینک اصلی
تولستوی نوشت: استفان کریون در جنگ داخلی به نظر می رسد تصور درخشان از یک پسر بیمار که هرگز جنگ دیده بود، اما فقط جنگ ها و وقایع را خواند و عکس های براندی را دیدم که در خانه پدربزرگ و مادربزرگم دیده ام \"Ernest HimingwayI فکر می کنم هانتینگه نقل قول کتاب را به خوبی ارزیابی می کند. نشان قرمز شجاعت زمانی نوشته شد که Crane هرگز نبرد ندیده بود؛ این محصول تخیل مرد جوان است (او تنها در اوایل دهه ی 20 بود)، تلاش کرد تا تجربه ی جنگ را به روشنی نشان دهد. در نتیجه، داستان عناصر هر دو واقع گرایی و تجسم گرایی است؛ آن را در فضای بین رویایی و واقعیت جایگزین می شود، به نظر می رسد به نوبه خود متناقض و سوررئال است.این یک قطعه کاملا نوشتار نوشته شده است، اگر چه من نمی توانم آن را تحریک احساسات زیادی در خوانندگان مدرن است. پروس شیک و قدرتمند است؛ گفتگو همواره خوب است؛ تصویری از وضعیت عاطفی شخصیت اصلی با مهارت انجام می شود. با این حال، همه گفته اند، به نظر می رسد چیزی شبیه یک تمرین نوشتاری نسبت به یک تکه ادبیات است. من می توانم تصور کنید جوان Crane خود را به چالش ذهنی ساخت نبرد به همان اندازه به صورت زنده، به طرز وحشیانه نوشتن ذهن خود را. برای چنین مردی جوان، نوشتن با لهستانی و شگفت انگیزی انجام می شود؛ شرم آور است که او خیلی زود فوت کرد. اگر به دقت گوش کنید، می توانید جنبه های همینگینگ و استینبک را که در این کار پیش می آید بشنوید. در آن زمان، نوشتن جنگ در این راه \"به عنوان دنباله ای فانتزی از مغز تصاویر\" - واقعا انجام نشده بود؛ و از زمان انتشار آن، این کتاب تا به حال نفوذ فوق العاده ای داشته است. من فکر می کنم یکی از دلایلی که یک خواننده مدرن به فریبندگی هایش احساس می کند این است که این کتاب تأثیر زیادی بر فیلم جنگ مدرن داشته است. همانطور که در بسیاری از جنبه های سینمایی، جنبه های سیاسی و استراتژیک به طور کامل مورد توجه قرار می گیرند، تنها یک سرباز با تفنگ خود، چهره هایش و گلوله هایی که در اطراف او سرازیر می شود را ترک می کند. جرثقیل شرم آور دیگر طول نخواهد کشید؛ این شاهکار نیست، اما پتانسیل بسیار بالایی دارد.

مشاهده لینک اصلی
3 ستاره - داستان کلاسیک از جنگ با توصیفات میدان جنگ بزرگ! دوست داشتم اما دوست نداشتم من هنوز هم مطمئن نیستم چرا .... من به این یکی گوش دادم و خواندن آن نسبتا کوتاه بود - این فقط من را به طور کامل کشید. من فکر کردم که توصیف جنگ داخلی کاملا پر جنب و جوش و واقع بینانه بود. علاوه بر این، جالب بود که هنری به شخصیت شخصیت تبدیل شود و درک معنای شجاعت را بهتر درک کند. تنها شخصیت زن، مادر هنری مادر بیوه است که در آغاز قسمت هایی از رمان بود. یکی از بخش های مورد علاقه من این کتاب توصیه او به هنری بود که او برای پیوستن به ارتش (به رغم توصیه و آرزوهاش) ترک کرد. من می توانستم به این نکته پی ببرم که چقدر دلمشغول بود که او با احتمالا تنها پسر خود را از دست داده بود. من این کتاب را به طرفداران کلاسیک توصیه میکنم. این کوتاه است و خواندن و تاثیر گذار است. فقط یکی از مورد علاقه من نیست

مشاهده لینک اصلی
من کتاب های مربوط به جنگ را دوست ندارم اما از استفان کریون، من عاشق هیولا هستم و بارها و بارها در صحرای غرق شده ام، به خوبی خواندن یک رمان را که گفته می شود یک کتاب است که به مطالعه کلاسی از روانشناسی ترس تبدیل شده است. و در آنجا به عنوان یک خواننده از اولین اثر نوشته شده در جنگ جدایی وارد شدم. همانطور که گفته شد، نباید کتاب ها را کنار گذاشت، من به طور شلوغ به حدود 73 جنگ ادامه دادم، اما در اواسط شب، من بی قرار شد و به شدت مجروح شدم. من نمی دانم اگر قهرمان مرد، یا اگر او شجاعت فرار داشت، اما من اهمیتی نمی دهم زیرا اسرار را دوست دارم؛ از جنگ ها ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نشان سرخ دلیری


 کتاب سکوت دریا
 کتاب سلاخ خانه شماره پنج
 کتاب آنچه با خود حمل می کردند
 کتاب قطار به موقع رسید
 کتاب نسل اژدها
 کتاب جنگی که نجاتم داد