کتاب رویای جورج ار

اثر اورسلا کی.لوگوین از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: حسام جنانی-داستان جنگی

جورج می‌دانست هر زمان که کسی هست را انکار می‌کرد، نیستی، اجبار، خیال‌پردازی و وحشت‌هایی که گرد می‌آمدند تا خلا را پر کنند، او را به تسخیر خودشان در‌می‌آوردند. اما خلا آن‌جا بود. زندگی او فاقد واقعیت بود. توخالی بود. رویا چیزی را خلق می‌کرد که نیازی به بودنش نبود، سست، فرسوده و هرزه شده بود. اگر هستی این بود، شاید همان خلا بهتر می‌بود.


خرید کتاب رویای جورج ار
جستجوی کتاب رویای جورج ار در گودریدز

معرفی کتاب رویای جورج ار از نگاه کاربران
چرا نیم ساعت اول این کتاب را خواندید؟ من از لو گین (یا به جای خودم) سوال می کردم. شما این مرد، جورج، که در واقع عادی است - به معنای واقعی کلمه در میان است - به استثنای اینکه زمانی که او در خواب است، واقعیت را تغییر می دهد تا با رویاهای خود منطبق شود. این کار را با تغییر گذشته انجام می دهد، به طوری که هر چیز جدیدی که رویاهایش همیشه آن را داشته باشد، تا آنجا که هر کس دیگری نگران نباشد، هیچ اتفاقی نیفتاده است. من بسیاری از فانتزی و علمی تخیلی را مطالعه کرده ام و مایل هستم برخی از تعطیلات نابخردانه را به کفر برسانم، اما این فقط بیش از حد غیرممکن است. به نظر می رسد. من مطمئن هستم لو گین می تواند برخی از مکانیسم های مبهم و غیرقابل باور را تصور کرد که توسط یک فرد می تواند به طور غیرمنتظره و غیرقابل کنترل واقعیت را برای کل جهان تغییر دهد، اما پس از آن خوانندگان نیمی از کتاب را در مورد اینکه چگونه این کار کرد و آیا آن را درون سازگار ، و او آن را نمی خواست. آن ممکن نیست، در مورد آن بخش را فراموش کنید. نکته این است که ایجاد یک عرصه اصلی برای افزایش شماری از سوالات اخلاقی و فلسفی بزرگ. شر چیست؟ چه چیزی باعث انسانی می شود؟ رابطه بین حافظه و شخصیت چیست؟ آیا می توان یک توجیه برای آسیب رساندن به خیر بزرگتر انجام داد؟ آیا احتمال دارد که یک انسان واقعا درک کند که چه چیزی بهتر است؟ ما اراده آزاد داریم؟ تعهدات اخلاقی و عملی قدرت چیست؟ چطور می توانیم مانع اختلافات اخلاقی متضاد شویم؟ آیا می توانیم همیشه با بیگانگان ارتباط برقرار کنیم؟ بیگانه ها، به هر حال، به نظر من به طور شگفت انگیزی شبیه به شوخی درباره این که این واقعا علمی تخیلی نیست. این یک رمان ایده است و مهم نیست که چه تعداد مهاجم بیگانه، جنگ فضایی، تغییرات زمان، قدرت روانی، و ماشین های آینده ای که در آن قرار می گیرید. همه این بخش هایی بود که برای من جالب بود. به عنوان یک تجربه واقعی خواندن کتاب بسیار لذت بخش نیست. این داستان ماهرانه بود اما لذت بخش نبود و شخصیت ها خسته کننده بودند. به یک هدف، و من درک می کنم چرا، اما هنوز خسته کننده است. جالب ترین چیز هدر Lelache بود، و آن را مضطرب به چگونگی شخصیت او را در تصورات بعد کاهش یافته است. باز هم، من درک می کنم که چرا و لو گین مسائل مربوط به اراده آزاد، هنجارهای جنسیتی و غیره را بالا برده است، اما من فکر می کنم که آن سنگین بود. واقعا اهمیت زیادی از این داستان به نظر می رسید بسیار سنگین است و من آرزو می کنم که کار سختی که انجام می دادم به جای مبارزه برای ادامه دادن به خواندن آن، فکر کنم.

مشاهده لینک اصلی
آیا میخواهید خدا را بازی کنید؟ آیا میخواهید جهان را به دلخواه خود شکل دهید؟ شاید برای خلاص شدن از جنگ، بیش از حد جمعیت، گرسنگی، تعصبات نژادی، فساد؟ برای اینکه آن را به ایده خودتان از بهشت ​​برسانید خوب است که دو شخصیت اصلی The Heath of Heaven نظرات متفاوت در مورد این موضوع دارند. جورج اور، که دارای توانایی منحصر به فرد برای تغییر جهان با رویا شدن در مورد، ظاهرا، چیزهای عجیب و غریب است، می خواهد این قدرت را از بین ببرد، او مطمئن است که حوادث باید طبق معمول خود را بدون توجه به اینکه چقدر شدید عواقب به بشریت. دکتر ویلیام هیبر، وی معتقد است که مسئولیتش این است که جهان را به جایگاهی بهتر تبدیل کند. او شایسته است که به هدفش برای یک جامعه کامل دست یابد. و او از توانایی اورس به عنوان وسیله ای برای پایان دادن به ماندگاریاش استفاده خواهد کرد. آیا مهم است که مردم در اووپیا خود را همه رنگ خاکستری جنگی هستند؟ کسانی که بیمار هستند از بین می روند؟ نه به هابر، تا زمانی که برای به اشتراک گذاشتن مشترک است. Lathe of Heaven اولین کتاب Le Guins بود که از طریق تجسم @ قدرت های @، که بسیار کوچک هستند، به راحتی می توان آن را به اشتراک گذاشت. تخیل من در حال چرخش است که تصویر سیاره ما را تغییر می دهد - میلیاردها نفر ناپدید شدن، تغییر شکل چشم اندازها، تنظیم آب و هوا - همه نتایج برگشت پذیر از Orrs خواب ناخودآگاه. این داستان باعث می شود یک فیلم بصری خیره کننده یک خطای تصحیح [فقط] یک میلیون بار بهتر شود، زیرا لو گین به دنبال ایده های خنک تر از فانتزی، بی نظمی و پیچیده خدا می پردازد. 4 ستاره چون مدت زمان زیادی طول کشید تا این ایده را برای حل مشکلات اروس رویا بیاورد. من این راه حل را داشتم، زمانی که می دانستم شکایت او چیست و من نمی فهمم که چرا او خودش هرگز از آن فکر نکرد. کمی از یک طرح ضعیف وجود دارد. علاوه بر این مسئله جزئی، رمان فقط فوق العاده هیجان انگیز و تخیلی است.

مشاهده لینک اصلی
من مدتها طرفدار رویاها بوده ام، صحبت کردن در مورد رویاها، تعامل میان زندگی رویایی و واقعیت است. من تقریبا ترسناک نقل قول واقعیت وجود دارد، اما پس از آن متوجه شدم که این بررسی احتمالا به اندازه کافی دوشیزه خواهد شد، به عنوان آن است که بدون اضافه کردن واقعیت نقل قول ترساندن به آن. به هر حال، جهان Ursula LeGuin به طور معمول جهان من نیست؛ وقتی کتاب هایش را بخوانم، تمایل دارم به دیوارها بروم و بر روی مبل بروم، جایی که خوانندگان دیگر به طور مستقیم از نرده داخلی تزئین می خواهند. من فکر می کنم این فقط راه خواندن است. نه بد و نه خوب گاهی اوقات یک نویسنده قرار می دهد نیمکت ما دوست داشتیم بنشینیم، و دیگر بار نه. این کتاب، هر چند. این برای من لوگوین است. این کتاب دوست داشتنی است به طوری که من می توانم درک کنم.من در یک خانه گاه بنیادگرای بزرگ شدم، پس برای کسانی که انجام ندادند، این مقایسه ممکن است مانند توهین باشد. لطفا توجه داشته باشید که من آن را به این معنی نیستم. این به من اعتقاد دارد که در برخی از راه های بسیار سطحی، The Lathe of Heaven به Daoism مربوط می شود که نرنیا به مسیحیت است. در مقایسه با این دو، من واقعا دو چیز را دوست دارم، هرچند که هر دو به دو سیستم ارزش متفاوت می پردازند. من فکر می کنم که هر دو دنیای نمادین عاطفی را نشان می دهند که در آن ریشه های یک سیستم اعتقادی می تواند در یک روش ساده و قابل فهم رشد کند. من فکر می کنم که هر دو کار خوبی انجام می دهند که داستان را به عقیده قربانی نکنند، اما هنوز یک پیام معنوی قابل تشخیص هستند. یکی دیگر از اندیشه های اولیه که من در مورد هدر وجود دارد، بنابراین من آن را پنهان می کنم. (مشاهده اسپویلر) [این به من واقعا جالب توجه است که هدر شروع به عنوان یک femme fatale، نوسان به الهه داخلی است، و سپس جایی که در وسط باد. من نمیخواهم درباره این موضوع حرفی بزنم، اما من فکر میکردم که چگونه هر زن میتواند آن قسمتها را بازی کند و از اینکه او واقعا چه چیزی است، اطلاع ندارد. این باعث شد من فکر کنم در مورد چگونگی اتخاذ کاریکاتورها آسان است و دشوار است بدانیم که ما واقعا چه کسی هستیم. نقش آسان است، اما دشوار بودن انسان است. (مخفی کردن اسپویلر)] اما این واقعا تنها در مورد ساختار ماشین تراش است، و آنچه واقعا می خواهم در مورد آن صحبت کنم، رویاها است. در جراحی، جورج اور (Ore) \"آرزوهای عمیق\" دارد که واقعیت را تغییر می دهد. این اصل اساسی است که شما در باز کردن داستان پیدا می کنید، و من سعی خواهم کرد که طرح را فراتر از آن ندهم. جوئل این نکته را مطرح کرد که داستان یک بازتاب در نوشتن است، که من فکر می کنم یک داستان جالب، اما باریک از داستان است، و صادقانه این بود که چگونه داستان با من مخلوط شد. من فکر می کنم این یک نکته خوب است، با این حال، و قابل توجه است. یک نویسنده دوباره جهان را ایجاد می کند و به همین ترتیب احتمالا دیگران را درک می کند. من فکر می کنم به طرق مختلف، همه ما این کار را انجام می دهیم، نوشتن یا نوشتن نداریم. حدس می زنم که داستان داستان با من چی بود، بیشتر از خواندن جوئل. من فکر می کنم که هر یک از ما می تواند رویای مارتین لوتر کینگ، جونیور، حس کند، و این رویا می تواند فرهنگ را هدایت کند، اما من نیز فکر می کنم که رویاهای ادبی می توانند این کار را انجام دهند، و شاید بیشتر جایی که کتاب من را جذاب . در کالج، من یک بار به خواب رفتم بدون علاقه به یک پسر در کلاس من و من از خواب بیدار شدم بر او که ماه من برای گذراندن به من رسید. و همه اتفاقاتی که افتاد این بود که در همان شب یک رویا بود، او به روش خاصی نگاه کرد. رویاها به نظر می رسد مرموز و مرموز برای من قدرتمند است. من یک رویایی داشتم که این هفته بود و محتوای آن بسیار مهم نیست، اما مار در آن وجود داشت، و مار نیز انسان بود و رویای چیزی برای من تغییر کرد، بنابراین من از این کتاب فکر کردم. من مطمئن نیستم که تغییر آن چیست، اما فقط از رویاهای دیگر متفاوت بود. در دانشگاه، بهترین دوست من از دبیرستان، رویایی بود که ما هر دو برای عروسی خود آماده می کردیم. حدود یک سال بعد، من همان رویا را داشتم اما از دیدگاه من، که تا آن زمان در آن شب متوجه نشدم، رویای او را توضیح دادم و تمام جزئیات آن را قبل از اینکه به او بگویم، میشناختم، اما از او نقطه نظر خود در بخشی از رویایم، پس از ازدواج، برای کمک به دوست پسری رفتم و چیزهایش را به یک خانه جدید درآوردم و در آن قسمت موسیقی متن فیلم وجود داشت که چیزی است که من فکر نمی کنم ایو در رویای دیگری داشته باشد. بعد از اینکه من بیدار شدم، برای کار به راه می رفتم و سی دی زیر باران مخملی را به دیسک من گذاشتم (روز قبل آن را خریدم). \"متوجه شدم این آهنگ در رویای من است، و من نگاه کردم و دیدم دوست پسر پیشین من نشسته در مقابل خانه ای بود که در رویای من حرکت کرده بود. تمام روزها با افرادی که در خواب و رویایش از خواب بیدار شده بودند، تمام شدم. من به این داستان اخلاقی یا درس دیگری ندارم، اما تجربه ای بود که باعث شد من تعجب کنم که آیا رویاهایم به واقعیتم خیره شدم، مثل اینکه با جورج Orr فقیرم. و من فکر می کنم بسیاری از رویاها می توانند جهان را به شیوه ای که من آن را نمی فهمم، به نحوی که کوچک و شکننده می سازد، شکل دهم. من فکر می کنم لگوین قدرت لفظی آرزوها را با شکوه، بدون ایجاد یک تمثیل سنگین دست، رها می کند ...

مشاهده لینک اصلی
Ive همیشه تصور می کرد خوانندگان مزمن به اشتراک گذاری تجربه پیدا کردن الگوهای اتصال از یک کتاب به بعد. مهم نیست که چگونه کتاب های به ظاهر غیر متمایز به طور پیوسته خوانده می شوند، من همیشه با مفاهیم همپوشانی و یا نوعی از معانی مشترک که پیچیده تر و توصیف کردن آنها دشوار است، می آیند. هر چه این synchronicities ممکن است، من همیشه واقعا شگفت زده شده و آنها را به عنوان نشانه هایی که من شاهد چیزی مهم است - و یا حداقل، که من در حال خواندن کتاب حق را در زمان مناسب تفسیر. در آخرین کتاب های چند ساله که خوانده ام مقداری بی نظیر از همدلی هایی است که من از آنها می گذرم. من نمی خواهم با جزئیات صحبت کنم، اما حرکت این الگوهای در حال ظهور، همپوشانی، به نظر می رسید که بعد از به پایان رسیدن The Lathe of Heaven، دیروز به @ real @ life برسد. این اولین بار نیست که این اتفاق افتاده است و نه رخدادهای قابل توجه، اما ارزشش را دارد. البته Ursula K. Le Guin در برخی از موارد در حاشیه آگاهی من وجود داشته است، اما تا کنون من آن را خواندم. پس از اتمام کتابی که پیش از این خواندید، هیچ وقت نمیدانستم چه چیزی را بخوانم. ترجیح من برای پایان دادن به یک کتاب پیش بینی کردن چیزی است که باید بعدا بخوانم، اما به جای آن @ choice @ به من می آید. بنابراین زمانی بود که Schrodingers Cat Trilogy را به پایان رساندم. The Universe Next Door The Hedgehog The Cricket Hunter The Cougar Homes That The Lathe of Heaven به سر من افتاد. من کتابخانه را بررسی کردم، یک کپی درست در آن زمان در دسترس بود و بنابراین آن بود. در نهایت باید یکی از اصطلاحات مورد نیاز برای همه Portlanders را بخوانم. من معمولا به انجام آنچه که از من پیشنهاد شده است، اما در این مورد آن کار می کرد. نه تنها من واقعا از سفر لذت بردم، اما تنها زمانی می توانستم بخندم که متوجه شدم نفوذ آن در آخرین صفحه پایان نیافته است. بنابراین دیروز، پس از خواندن آخرین صفحه، خانواده ام و من تصمیم گرفتم که اتوبوس به پارک کلیسای تحت پل سنت جانز - برجسته در Lathe of Heaven - و برخی از موسیقی های آزاد را بگیرم. خوب، نه، این رابطه عمیق نیست این نمی تواند باشد، زیرا @ select @ توسط ما تعیین شده است. آنچه که توسط ما تعیین نشد این بود که در خانه ما به طور تصادفی در اتوبوس اشتباه پرش کردیم. گرم و مرطوب بود، ما به فکر درست بودیم، و اتوبوس های تهویه مطبوع فقط مورد دعوت قرار گرفتند. علاوه بر این، اتوبوس در نهایت حلقه در اطراف و بازگشت به مرکز شهر. به هر حال، چون این اتوبوس دورتر و دورتر از مرکز شهر حرکت کرد و به سمت چپها حرکت کرد، راننده اتوبوس برای رسیدن به توقف 40 دقیقه ای در @ town @ of Linnton کشیده شد. بنابراین در اینجا، ما بدون هدف از خودمان، به طور موقت در ویرانی کنار جاده یک سکونت قدیمی در 15 مایلی شمال غربی پورتلند گرفتار شد. در میان فرسایشی صنعتی، راه آهن، رودخانه Willamette و تپه های سبز زرق و برق دار جنگل پارک، این چشم انداز سورئالی است که حداقل می گوید. لنونتون بیشتر به نقطه ای می رسد که در آن صحنه دوم تصور می شود که در «خورشید بهشت» اتفاق می افتد. در 15 سالگی در پورتلند زندگی کرد و قبل از آن هرگز پا را در لینتون نگذاشت. چرا من؟ با این حال، فقط چند ساعت پس از برخورد با لینتون در صفحات انتهایی یک رمان، در اینجا من، برنامه ریزی نشده بود، اما واقعا وجود دارد. شاید بعدا همه چیز خیلی عجیب نباشد، اما وقتی که ادبیات خواندن شروع به جریان می اندازد و بر زندگی من بیرون از کتاب ها منجر می شود، متوجه می شوم. خودشه. داستان من است من متاسفم اگر من این را به یک بزرگ نابود ساخته شده است. اما در آن زمان برای من مهم بود. اوه، و در مورد خود کتاب: در ابتدا فکر کردم که توسعه شخصیت فاقد ابعاد بود، تا زمانی که متوجه شدم این رمان در مورد توسعه شخصیت بسیار زیاد نیست، زیرا در مورد جدی بودن فاجعه زیست محیطی احتمالی و قدرت شغلی ناشناخته و پتانسیل رویای. بخوانش. این ممکن است روی زندگی واقعی شما @ نیز تاثیر بگذارد.

مشاهده لینک اصلی
این خیلی مهمی است که رمان مورد علاقه ی اوسولا ک. لو گینا (به خوبی، گردن و گردن با رمانش \"کلمه ی جهانی جنگل\") است. کتاب های محبوب علمی تخیلی او (به غیر از سری فانتزی کلاسیک Earthsea) تمایل دارند دست چپ از تاریکی یا Dispossessed باشد، هر دو این کتاب های عالی هستند، اما پریدن از روی بهشت، ذهن پریدن است. به نظر می رسد که فیلیپ کیک دیک را هدایت می کند و با توجه به ویکی پدیا، این در واقع ادای احترام او به نویسنده بزرگ دیرینه است. کاردستی از بهشت، داستان جورج اور است که مرد کمی ناچیز است که رویاها را بزرگ می کند! هر بار که Orr رویا موثر است، رویای واقعی می شود (\"رویا کارآمد\" در مقابل رویاهای عادی که او نیز دارد). واقعیت با توجه به رویاهای مؤثر و حتی تغییرات پس از آن تغییر می کند تا اطمینان حاصل شود که انسجام و جلوگیری از پارادوکس ها باشد. Orr یک نمونه عالی از این را در طول یک جلسه با ویلیام هابر، روانپزشک دزدی خود می دهد: اگر او رویای سگ صورتی هنگامی که او از خواب بیدار می شود سگ صورتی می شود، اما هیچ کس تعجب نخواهد کرد زیرا همیشه وجود خواهد داشت سگ های صورتی در جهان بوده و یکی از آنها به اتاق رفته است. بنابراین این مورد یک سگ صورتی است که به طور ناگهانی ظاهر می شود وجود ندارد.هنگامی که من خواندن آن را مجبور به مکث و تصور implication و واقعا یکی از جذاب ترین مفاهیم علمی تخیلی تا کنون است. متاسفانه برای جورج اور و دیگر نقاط جهان او توسط Haber دستکاری شده است که به نظر می رسد یک egomaniac است. با کمک یک \"آگمنتورا\" از اختراع خود، او توانسته است پیچیدگی خدا را تحسین کند و واقعیت را تغییر دهد. از آن نقطه آغاز می شود که واقعیت شروع به پیچیدگی و تغییراتی مانند تفتی می کند. این یک جرم است که من بتوانم در مورد تغییرات متعدد انجام شده توسط رویاهای موثر Orr توضیح دهم، من واقعا توصیه می کنم که برای خودتان پیدا کنید. گین دارای یک مزیت بیش از PKD است؛ در آن او پروسه، گفت وگو و ویژگی های بهتر را می نویسد . شخصا من هیچ مشکلی با سبک نوشتن PKD ندارم، اما به لحاظ شایستگی ادبیات، من فکر می کنم Le Guin در یک لیگ متفاوت است. (PKD قهرمان در بخش قطعه درخشان حوادث من فکر می کنم). در اینجا یک مثال است: «و از آن به بعد، هابر حداقل از او دستکاری کرده بود. اگرچه پرده نادرست کلمه نبود؛ Haber بسیار پیچیده بود فرد برای محبت. لایه بعد از لایه ممکن است پیاز را پوست کند و در عین حال هیچ چیز نشان داده نمی شود اما پیاز بیشتر است. که لایه برداری از یک لایه تنها تغییر واقعی بود - اضافه کردن ضعف اعتراض خود را به تخیل عظیم خود و وضعیت افسانه ای خود را در ژانرهای SF / F کاملا تعجب آور نیست. در طول چند فصل گذشته، تصورات لو گینا به overdrive می رود و من کاملا احساس غرق در رویای او مانند تغییر واقعیت است. شخصیت های او همیشه قابل اعتماد و مناسب دوست داشتنی یا نفرت انگیز هستند به عنوان طرح نیاز است. علاوه بر Orr و Haber شخصیت مرکزی دیگری به نام Heather Lelache وجود دارد که هر دو سخت و دلسوز است. برخی از صحنه های تند و زننده او وجود دارد که من متوجه می شوم که کاملا حرکت می کند. من می توانم در مورد این کتاب ادامه دهم و احتمالا آن را یک روز دوباره بخوانم (این در حال حاضر یک رمان است). این یکی از بزرگان تمام وقت است و اگر شما داستان علمی تخیلی را دوست داشته باشید نباید از دست رفته باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب رویای جورج ار


 کتاب میراث
 کتاب بر باد رفته
 کتاب قطار به موقع رسید
 کتاب امپراتوری خورشید
 کتاب سقوط آزاد
 کتاب بلبل