کتاب دختری با کت آبی

اثر مونیکا هسی از انتشارات میلکان - مترجم: حمید هاشمی-داستان جنگی

غم و غصه‌ی من اين طوریه. مثل يه اتاق خيلی به هم ريخته كه برقش رفته. تاريكی‌ش به خاطر ماتميه كه برای باس گرفتم. اولين چيز بدی كه تو اين خونه‌س همينه. به محض اين كه وارد خونه می‌شی، اولين چيزی كه می‌بينی همينه كه رو همه‌چی سايه افتاده، ولی اگه بشه چراغو روشن كنی، می‌بينی خيلی چيزها تو اتاق هست كه درست نيست يا سر جاش نيست. ظرف‌ها كثيفه، روشويی پر كپكه، فرش‌ها كجه. فرش كج‌ام الزبته. اتاق به هم ريخته‌م الزبته. اگه اين‌قدر احساساتم تو تاريكی نپيچيده بود، غصه الزبت رو هم حس می‌كردم. چون الزبت نمرده، الزبت بيست دقيقه اون طرف‌تر با يه سرباز آلمانی زندگی می‌كنه. می‌گه دوسش داره، شايد هم واقعا داره. يه بار ديدمش، اسمش رولفه. خوش‌تيپ و قدبلند بود و لبخند دوستانه‌ای داشت. حرف‌های درستی هم می‌زد و می‌گفت برای يكی از مقامات بالای اداره‌ی گشت كار می‌كنه و من اگه چيزی می‌خوام می‌تونم بهش بگم، چون دوستای الزبت دوستای اونم هستن. باهاش دست دادم و همون لحظه می‌خواستم بالا بيارم؛


خرید کتاب دختری با کت آبی
جستجوی کتاب دختری با کت آبی در گودریدز

معرفی کتاب دختری با کت آبی از نگاه کاربران
بله، من این کتاب را در یک روز خواندم. این یک کتاب عالی برای داستان های تاریخی بود. داستانی تاریخی WW2 همیشه یک موضوع جالب است و یک مجموعه در هلند توجه من را به خود جلب کرد. طرح این کتاب در جستجو برای یک دختر است که ممکن است دیگر زنده نماند، شخصیت اصلی باید با زخم های قدیمی روبرو شود و در برابر نازی ها که در حال حاضر اشغال کشورش را می کنند، مقابله کنند. او متحدان را در مسیر پیدا خواهد کرد، اما آیا ارزشش را دارد؟ . به شدت آن را توصیه برای هر کسی که علاقمند به داستان تاریخی WW2 و خواندن سریع است.

مشاهده لینک اصلی
هیچ چیزی کمتر از 5 ستاره برای این کتاب نیست، اما من ستاره  ستاره را کسر میکنم، زیرا چیزهای خاصی در مورد پایان می تواند برای من کمی بهتر باشد. این هنوز یک کتاب فوق العاده است و من آن را دوست داشتم. 4 ½ starsI این را به عنوان یک دوست خواندنی با Goodreads دوست دایان من خواندن. من می توانستم به راحتی آن را در 2 روز، شاید 3، شاید 1، خواندن، اما من تا به حال زمان بیشتری برای خواندن از دوست من انجام داد، بنابراین من سعی کردم خود را کند. من از همه دوستانم لذت بردم و با او خواندن می کنم، بنابراین ارزش آن را داشتم تا حداقل تلاش کنم تا در صورت همگام باقی بمانم. ما با هم چت می کنیم. هنگامی که ما کمی بیشتر از دیگران کار می کنیم، کار می کند تا ایمیل هایی را با یک موضوع که می گوید spoiler از طریق شماره صفحه / شماره فصل، و این چیزی است که ما در این زمان انجام داد. منحصر به فرد داستان خوب من! من شخصیت اصلی راوی و صدای او را دوست دارم. همه کاراکترها پیچیده و پیچیده هستند، زیرا هر شخص واقعی می تواند باشد. آنها خیلی واقعی بودند. من آنها را خیلی دوست داشتم شخصیت های قابل تحسین همه نقاط ضعف داشتند و شخصیت های تند و زننده همگی در کنار هم بودند. بسیاری از افراد اشتباهاتی را مرتکب شدند، با روابط آنها و آنچه که انجام دادند یا انجام ندادند. درست مثل زندگی واقعی! گاهی اوقات سخت بود به یاد داشته باشید که تمام شخصیت ها کاملا تخیلی بودند. مطمئنا مردم واقعی کارهای مشابهی با این شخصیت ها انجام دادند و واقعا احساساتشان را به اشتراک گذاشتند. داستان در مورد شجاعت، و در مورد دوستی و عشق و خیلی چیزهای دیگر درباره گناه است و، همانطور که من معمولا در مورد گناه افراد در مورد چیزهای بزرگ احساس می کنم، گناه تا حد زیادی غیر قابل انکار بود هرچند قابل فهم است. من عاشق چگونگی حل و فصل بیشتر چیزها هستم و خوشحالم که آنها بودند، اما قطعنامه بیش از حد درست برای همه و همه چیز وجود نداشت. در سراسر داستان پیچیدگی های زیادی وجود دارد، همه چیز اساسا قابل اعتماد است و حتی با من مسائل جزئی در مورد بخشی از پایان، آنها همیشه هوشمندانه انجام می شود. من مطمئن نیستم که در پایان چه چیزی امید داشته باشد. به طور کلی، من حتی آن را دوست داشتم. من به درستی برخی چیزها را پیش بینی کردم اما بیشتر چیزها به طور کامل من را شگفت زده کردند. درخشان انجام شده است! این می تواند یک رمز و راز در نظر گرفته شود، زیرا چیزهای زیادی وجود دارد که در آن من به طور مداوم حدس زده بودم و در قلب داستان قریح است. اولین فصل از کتاب، مقدمه خوبی در مورد داستان خواهد بود و من قدردانی کرد من از ابتدا قلاب کردم. این کتاب اعتیاد آور بود و برای هوا بسیار سخت بود. پایان هر فصل باعث شد که من بخواهم فصل بعدی را شروع کنم و فصل ها کوتاه هستند. همیشه وقتی که من این کار را انجام دادم سخت متوقف شد. پس، خیلی خوب! هر خواننده ای که داستان تاریخی هولوکاست را دوست دارد و می تواند از یک کتاب بزرگسال بزرگسال لذت ببرد، می توانم از آن به خوبی آن را توصیه کنم. این یکی از بهترین ها در آن ژانرهایی است که من خوانده ام. این بسیار غم انگیز و نشاط بخش و هیجان انگیز و بسیار الهام بخش است. این نیز سرگرم کننده در زمان و suspenseful بیشتر از زمان. من احساس خوبی برای شخصیت های مختلف داشتم. چند بار وقتی داستان را خواندم نزدیک به اشک چندین بار نزدیک شدم، اما تقریبا به اندازه خواندن یادداشتی درباره دقت تاریخی و تأییدات در پایان که اطلاعاتی و جذاب و بسیار لمس بود. من عاشق پاراگراف آخرین و به خصوص آخرین خط. من قبلا در مورد اشغال نازی ها در مورد آمستردام خیلی می دانستم، اما بعضی چیزها را آموختم (نگاه کنید به اسپویلر). امیدوار بودم که اینطور باشد و از آن لذت بردم که می دانستم که صدها کودک و بچه های کوچک در آنها نجات یافته و پنهان شده اند. مقاومت درست قبل از تبعید آنها. (پنهان کردن اسپویلر)]

مشاهده لینک اصلی
من فکر کردم این یک رمان خوب نوشته شده توسط YA در طول اشغال آلمان در هلند در جنگ جهانی دوم بود. او از طریق چشمهای هانکه باککر، یک هجده ساله که دوست پسرش در طول حمله آلمان کشته شد، گفت. او در پیدا کردن و فروش کالاهای سیاه و سفید به افراد ثروتمند شهر مشغول است اما در جستجوی یک دختر گمشده است. این باعث می شود که او با گروهی از جوانان درگیر در مقاومت مواجه شود و خودش را در شهر خود می بیند. از لحاظ تاریخی دقیق بود، فکر کردم نویسنده کار بزرگی در تنظیم صحنه از آنچه که برای یک گروه از نوجوانان عادی که در یک کشور اشغال شده زندگی می کنند، شبیه است.

مشاهده لینک اصلی
داستان های تاریخی قدرتمند و تلخ YA. در هلند تحت اشغال آلمان، داستان از طریق چشم های هانکه، یک دختر نوجوان جوان که در بازار سیاه کار می کند، گفته می شود. در طول کار او در اطراف آمستردام از او خواسته شده است تا یک نوجوان غریب یهودی پیدا کند. به طور مشخص تحقیق و در آن زمان بسیار در حال حرکت دختر در کت آبی داستان بسیار قابل خواندن در مورد ضعف طبیعت بشر از طریق عشق، نفرت، حسادت، و دوستی . مونیکا هسه کمی از دوره یا مکان را بدست آورد، اما از طریق تحقیقات دقیق، جنگ جهانی دوم هلند را به غذا و زبان و تعاملات دوره بازگرداند. به شدت برای هر کسی که از «خاطرات یک دختر جوان» از آن فرانک استفاده کرده بود و مارکوس زیاسک دزد کتاب.

مشاهده لینک اصلی
بیشتر از بررسی های من در مورد بچه گربه YA دیدن کنید! کپی من ARC من از آمازون Vine.Diversity امتیاز: 1 - TokenismRacial-قومی: 0 (مقدار زیادی از شخصیت های یهودی، اما آنها تقریبا غریب در داستان رنج خود را) QUILTBAG: 1 (Ollie همجنس گرا و در رابطه با هم اتاقی او) ناتوانی: 0 Intertersalityality: 0 آیا می توانم در نهایت در مورد جنگ جهانی دوم داستان YA؟ بیش از چند نمونه از رمان هایی که این دسته را می سازند وجود دارد، اما من فکر نمی کنم که چنین رمان هایی مثل من با دختر در کت آبی هستم. ایتا € ™ sâ € | خوب، پیدا کردن کلمات برای توصیف آنچه که اشتباه در اینجا بسیار سخت است، اما به طور کلی، رمان این داستان را دور از مردم یهودی در آمستردام و آن را در مورد مردم غیر یهودی به آنها کمک می کند. آنها به هیچ وجه نزدیک به صدای شایسته خود نیستند، همانطور که گروهی که در طول اشغال هر دو آمستردام، هلند و رژیم نازی به شدت رنج می برند، رنج می برند. از آنجا که این داستان در آمستردام در سال 1943 تنظیم شده است، و سال از جایی بلافاصله به یک نام از آن فکر می کنم: آن فرانک. آن شخص را شخصا یا حتی نام خود نمی بیند، اما هر کسی که حتی با دانش مبهم از خاطرات آن فرانک روحیه خود را از طریق این رمان احساس می کند. (درست است که من هیچ خاطره ای از او ندیدم. امیدوارم این یک روز را اصلاح کنم.) اما این رمان درباره ی آن فران فرانک است. آن را توسط Hanneke، یک دختر غیر یهودی و دختر کوچک تحویل در بازار سیاه، نقل مکان کرد زمانی که یک مشتری می خواهد او را پیدا Mirjam، یک دختر یهودی Hanneke که سن از محل مخفی او ناپدید شد. بی نقص رمان نوشته شده است، اما شخصیت ها بسیار جذاب نیستند و برخی از اطلاعات بیت بسیار مهم، بسیار واضح بیان شده است. چند بار، من در مورد چیزی اشتباه کردم چون روایت درست استعمال یک واقعیت را از بین برد و یا من به طور غریزی به دلیل روایت خنده هانک، از بین رفت. همه اینها به تنهایی می تواند خواندن خسته کننده را انجام دهند، اما دختر در کت آبی، من را آرام تر از حالت خشمگین می کند. یک رمان نباید در خواننده تحریک کند. چه چیزی عمیقا در مورد دختر در آبی خجالت می کشد؟ کت تمرکز قاطع آن بر مردم غیر یهودی و تلاش آنها برای نجات جمعیت یهودیان از آمستردام است. تلاش های آنها قابل تحسین است و امید را برای خوانندگان می خواهند که ببینند که مردم یهودی به راحتی به نازی ها نمی آیند اما این صداهای غیر یهودی به رمان رجوع می کنند و شخصیت های یهودی را به عنوان عامیانه در داستان رنج هایشان می گذارند حتی زمانی که ما آنها را در مخفی می بینیم و آنها در مورد آنچه که هانکای از آن رنج می برد صحبت می کند احتمالا هرگز نخواهد بود. بعضی از شخصیت های پشتیبانی کننده یهودی هستند، اما احساسات خود را از طریق فیلتر Hanneke دریافت می کنیم. در نهایت به نظر میرسد که داستانهای همهی این یهودیان به اصطلاح خودشان اهمیتی ندارند، بلکه به این معنی است که آنها هانکه را یک شخص بهتر میسازند. NO NO NO NO.Ev عنوان از Mirjam به عنوان شخصیت نامشخص صحبت میکند: دختر در کت آبی هویت او و دختر او اهمیتی ندارد در طرح بزرگ رمان. مهم است که چگونه Hanneke در طول جستجو از Mirjam خود را از طرف مشتری خود تغییر دهید. هیچ گروه محروم، بویژه یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم، نباید به عنوان یک دستگاه روایت یا کاتالیزور برای رشد شخصیت در داستان کسی مانند هانکه، یک دختر سفیدپوست هلندی باشد که در معرض خطر نازی ها قرار گرفته است. این کاملا غیر قابل قبول است. این مشکل می تواند با ایجاد این رمان دوگانه POV با هانکه به عنوان یک راوی و شاید مییریم به عنوان دیگر، اما با توجه به پیچ و تاب و آخرین لحظه، من حتی این ایده iffy را پیدا کنید. این چرخش به سمت انتها به عنوان دستکاری عاطفی به جای رخدادهای طبیعی که از یکدیگر پیروی می کنند کنار می آید. دختر در کت آبی به عنوان یک رمان مکمل با خاطرات آن فرانک در مدارس به خوبی نشان می دهد که دیدگاه های متعدد را از طریق آن ما دقیق ترین نسخه تاریخ را بدست می آوریم، اما این خود شکست خورده است. همه ی اینها را دوست دارم فراموش کنم که این کتاب تا به حال اتفاق افتاده است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دختری با کت آبی


 کتاب همدرد
 کتاب تفنگت را زمین بگذار
 کتاب سه گانه ی دوقلوها
 کتاب مرگ کسب و کار من است
 کتاب جنگ، چهره ی زنانه ندارد
 کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ